خانه / نقشه گنج / زندگی بهتر یا زندگی گوسفندی؟
زندگی بهتر یا زندگی گوسفندی؟مهندس بهامین دادرس اقای مثبت
زندگی بهتر یا زندگی گوسفندی؟مهندس بهامین دادرس اقای مثبت

زندگی بهتر یا زندگی گوسفندی؟

زندگی بهتر

شاید بالای نود درصد صحبت‌های انسان‌ها با یکدیگر درباره همین دو کلمه است!زندگی بهتر.وقتی دو نفر باهم صحبت می‌کنند یا از زندگی خودشان حرف می‌زنند یا از زندگی یک نفر دیگر.دیدی فلانی چه ماشینی خرید؟دیدی فلانی چه خانه‌ای خرید؟زندگی مفهوم خیلی مهمی برای انسان است.اگر این مفهوم را به‌درستی متوجه شود هیچ‌وقت و هیچ‌چیز جلودارش نمیباشد.من بیشتر دوست دارم زندگی بهتر را برای شما توضیح ندهم.و فقط ذهن شمارا با پرسش‌های مختلف درگیر کنم.آیا انسان بااین‌همه پیچیدگی و اسراری که در درونش وجود دارد لایق یک زندگی گوسفندی است؟(منظور از زندگی گوسفندی تکرار یک سری عادات هست خوردن خوابیدن تولید مثل مرگ)زندگی بهتر برای انسان باید چگونه باشد؟آیا زندگی بهتر صرفاً داشتن پول است؟ اما زندگی بهتر!!فرض کنید زندگی بهتر یک نقشه گنج است.نقشه ای که در ان تمام نیازهای انسان پاسخ داده می‌شود و با استفاده از آن تمامیِ ظرفیت‌های آن نیز شکوفا می‌شود.مثلاً می‌تواند از ظرفیت‌های ذهنش بیشتر استفاده کند.دراین‌باره می‌توانید به دوره معمار ذهن و بخش قوانین مغز انسان ضمیر ناخودآگاه رجوع کنید.اما سؤال من این است!نقشه گنج کجاست؟دو پاسخ وجود دارد.یک_نقشه گنجی وجود ندارد!دو_نقشه گنج وجود دارد ولی ما نمی‌دانیم کجاست.و بنا بر وجود نیاز پس ما باید رفع نیاز هم داشته باشیم.مثلاً ما تشنه می‌شویم پس حتماً آبی وجود دارد.یعنی انسان نیاز به پیشرفت و رسیدن به آن گنج دارد این استدلال گزینه یک یعنی نقشه گنجی وجود ندارد را رد می‌کند.پس زندگی بهتر یا گنج وجود دارد ولی ما هنوز نمی‌دانیم کجاست.در ادبیات و شعر خیلی از زندگی بهتر یادشده و آن روز و آن شهر را به اسم آرمان‌شهر یا مدینه فاضله یا utopia می‌نامند.فعلاً تا همین‌جا کافی‌ای است که شما بدانید انسان ظرفیت‌های عجیبی دارد و قدرت ذهن ماورایی.پس باعقل جور در نمی اید که لنگ زندگی گوسفندی باشد.در قسمت های بعد بیشتر درباره این موضوع صحبت میکنم.فعلا این بحث را با شعری از سهراب سپهری تمام میکنم تا بیشتر با مفهوم آرمانشهر آشنا شوید.

حتما این مطلب را هم ببینید
زندگی بهتر و خودشناسی

قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از این خاك غریب

كه در آن هیچ‌كسی نیست كه در بیشه عشق

قهرمانان را بیدار كند.

قایق از تور تهی

و دل از آرزوی مروارید،

هم‌چنان خواهم راند

نه به آبی‌ها دل خواهم بست

نه به دریا-پریانی كه سر از خاك به در می‌آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی‌گیران

می‌فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

هم‌چنان خواهم راند.

هم‌چنان خواهم خواند:

“دور باید شد، دور.”

مرد آن شهر اساطیر نداشت.

زن آن شهر به سرشاری یك خوشه انگور نبود.

هیچ آیینه تالاری، سرخوشی‌ها را تكرار نكرد.

چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.

دور باید شد، دور.

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره‌هاست.”

هم‌چنان خواهم خواند.

هم‌چنان خواهم راند.

پشت دریاها شهری است

كه در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.

بام‌ها جای كبوترهایی است كه به فواره هوش بشری می‌نگرند.

دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتی است.

مردم شهر به یك چینه چنان می‌نگرند

كه به یك شعله، به یك خواب لطیف.

خاك، موسیقی احساس تو را می‌شنود

و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد.

پشت دریاها شهری است

كه در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است.

شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.

پشت دریاها شهری است!

قایقی باید ساخت.

درباره‌ی بهامین دادرس

شاید جهنم روزی باشد که کسی که میتوانستیم باشیم کسی که هستیم را میبیند.من در این سایت بهشت میسازم...

همچنین ببینید

انتخاب در زندگی

تئوری انتخاب

انتخاب در زندگی     دانلود مستقیم ویدیو تعریف زندگی قسمت سوم   تعریف گنج …

2 نظر

  1. لاله

    سلام مجدد…من این مطلبو خوندم…حقیقت زندگی واقعا چیه! چرا عده ای عادت کردیم ب زندگی گوسفندی…
    منطورتون از گنج چیه! قوانین الهی! شناخت بهتر خدا!

  2. لاله

    شناخت خودمون! شناخت نیازهامون! زندگی واقعی!
    منتظر ادامه این پست هستم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *